سيد علي اكبر قرشي
180
قاموس قرآن ( فارسي )
( خون ) ميدهد اگر آن بريده شود انسان ميميرد موتون بمعنى مقطوع الوتين است . در اقرب الموارد گويد : آن رگى است در قلب در صورت قطع شدن انسان خواهد مرد و از ابن سيّده نقل كرده : رگى است چسبيده بقلب از باطن كه خون را به همه رگها مىرساند و آن نهر بدن است ( شريان ) . يعنى اگر پيامبر از خود چيزى جعل كرده و بما نسبت دهد از دست راستش گرفته و شريانش را قطع ميكنيم . گرفتن از دست راست ظاهرا اشاره باذلال است چنان كه از دست مجرم ميگيرند . آيه تهديد شديدى است نسبت به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله در صورت جعل چيزى از جانب خودش . اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . وثق : وثوق ، ثقه بمعنى اعتماد است . « وثق به وثوقا وثقة » يعنى به او اعتماد كرد . وثاقة بمعنى محكم و ثابت شدن است « وثق وثاقة : قوى و ثبت » فعل اوّلى از باب حسب يحسب و فعل دوّمى از باب كرم يكرم مىباشد . مواثقه : معاهده محكم . * ( وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ الله عَلَيْكُمْ وَمِيثاقَه الَّذِي واثَقَكُمْ بِه ) * مائده : 7 . ياد كنيد پيمان اكيد خدا را كه از شما پيمان گرفته است . ايثاق : بستن . « اوثقه فى الوثاق ايثاقا » يعنى او را بريسمان بست * ( فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَه أَحَدٌ . وَلا يُوثِقُ وَثاقَه أَحَدٌ ) * فجر : 25 و 26 . وثاق : مصدر است بمعنى بستن چنان كه طبرسى گفته . ضمير ( عذابه - وثاقه ) چنان كه گفتهاند راجع به خدا است يعنى : آن روز كسى مانند عذاب خدا عذاب نميكند و كسى مانند بستن خدا نمىبندد . وثاق : بكسر و فتح اول چيزى است كه با آن مىبندند مانند زنجير و ريسمان . و نيز مصدر است چنان كه از مجمع نقل شد . * ( حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ . . . ) * محمد : 4 . چون كافران را از كار انداخته و اسير گرفتيد ريسمان را محكم كنيد . موثق : ( بفتح ميم و كسر ثاء ) و